سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

شناسایی مؤلفه های معنویت در محیط کار

مقاله

مقدمه:

در این مقاله به بررسی شناسایی مؤلفه های معنویت در محیط کار پرداخته شده است. از اواخر قرن گذشته در دهه نود قرن بیستم نوعی یکپارچگی مجدد بین زندگی بیرونی و درونی در حال شکل گیری بوده است. یکی از حوزه های مهمی که این یکپارچگی در آن مطرح شده است، محیط کسب و کار سازمانها میباشد. (نیل و بایرمن۲۰۰۳م)

ورود مفاهیمی هم چون اخلاق، حقیقت، باور به خدا یا نیروئی برتر، درستکاری، وجدان، اعتماد، احساسات، معناجوئی در کار، همبستگی با همکاران، تشویق همکاران و …..پژوهشها، اقدامات مدیریتی و کسب و کار همه حکایت از ظهور پارادایم جدیدی دارند.

به عقیده بسیاری از محققان این پارادایم جدید محیط کار که برگرفته از فیزیک کوانتوم، علوم سایبرنتیک، نظریه آشوب، علوم شناختی میباشد و در واقع عکس العمل به پارادایم خشک و مکانیستی مدرن است پارادایم معنویت میباشد. (بایرمن و ویتی، ۱۹۹۷ م، پولمن )

تعریف معنویت:

معنویت نیروئی روح بخش و انگیزاننده زندگی است، انرژی که الهام بخش فرد به سمت و سوی فرجامی معین یا هدفی به سوی ورای فردیت می باشد. (مک نایت، ۱۹۸۷)

Panjwani می گوید: معنویت امری است که به زندگی معنای متعالی می دهد. از معنویت اغلب به عنوان مذهب و ارتباط با خدا یاد می شود، اما معنویت به امور دیگری مانند اعتقاد به آنچه خوب است مانند طبیعت و …..اعتقاد به اهمیت داشتن جامعه و خانواده اشاره دارد.

معنا در زندگی هویت هر شخصی را تشکیل می دهد و معنا در زندگی امری است که افراد بشر را منحصر به فرد می سازد.

Clark : معنویت عبارت است از تجربه و احساس درونی فرد زمانیکه امور ماوراء طبیعت را درک می کند. زمانی معنویت آشکار می شود که این تجربه و احساس درونی روی رفتار فرد اثر گذاشته و وی فعالانه تلاش می کند تا زندگی خود را با آن امور ماورائی هماهنگ سازد.

معنویت در محیط کار:

معنویت در محیط کار دربرگیرنده تلاش برای جستجو و یافتن هدف غایی در یک فرد برای زندگی کاری، به منظور برقراری ارتباط قوی بین فرد و همکارانش و دیگر افرادی که به نحوی در کارش مشارکت دارند و هم چنین سازگاری یا یگانگی بین باورهای اساسی یک فرد با ارزشهای سازمانش. (دنتون و میترف)

اعتقاد به معنویت دو اثر جالب در زندگی انسان دارد:

اول اینکه:رهنمونی درونی به سوی هدف های انسانی و خداپسندانه است و در نتیجه آدمی را از اسارت خودنگری نجات می هد و از یک عنصر خودنگر و احیاناً ستمگر، انسانی خدانگر،  عدالت خواه و حق طلب می سازد. دوم اینکه: از نظر انتخاب وسیله هرگز به انسان اجازه نمی دهد حقی را ضایع سازد و آن را ناچیز بشمارد. (غفوری، ۱۳۶۰، ص ۱۲۷ )

معنویت در کار بیشتر به جنبه های فردی اشاره دارد و معنویت در محیط کار بیشتر به جنبه های سازمانی اشاره دارد.

مقاله

رویکردهای مختلف معنویت

از نگاه معنویت در محیط کار

  • رویکرد درون گرا/متافیزیکی:

معنویت نوعی آگاهی درونی است که از درون هر فرد برمی خیزد و فراتر از ارزشها و باورهای برنامه ریزی شده است.تاکید این دیدگاه بر درون انسان است و شامل احساس پیوند درونی فرد با کارش و با دیگران نیز می باشد.

  • رویکرد دینی:

این رویکرد، معنویت را جزئی از یک دین و مذهب به خصوص می داند.مسیحیان باور دارند که معنویت نوعی دعوت به کار می باشد. آنها کار را مشارکت در خلاقیت خداوند و وظیفه های الهی می دانند.هندوها عقیده دارند باید تلاش کرد و نتیجه را به خداوند سپرد.

این دیدگاه در اسلام معمولاً در قالب اخلاق کار اسلامی مطرح می شود.اخلاق کار اسلامی مسلمانان را به تعهد بیشتر به سازمان، همکاری، مشارکت، مشورت، بخشش و …..تشویق می کند.

  • رویکرد اگزیستانسیالیستی/سکولار:

در این رویکرد هدف اصلی یافتن معنا در کار و محیط کاری می باشد.

چرا من کاری را انجام می دهم؟ معنا و مفهوم کار من چیست؟ دلیل وجود من در سازمان چیست؟و ……

این پرسشها در محیط کار برای افراد مطرح می شوند و پاسخ دادن به آنها مهم است. افرادی که پاسخ این پرسشها را بیابند احساس معنای بیشتری خواهند داشت، رضایت و در نتیجه آن بهره وری و عملکرد آنها افزایش می یابد ولی افرادی که در کار روزمره خود احساس معنا نکنند دچار ضعف وجودی خواهند شد،از خود بیگانه خواهند شد و این امر می تواند بهره وری و عملکرد آنان را به شدت کاهش دهد و موجب احساس ناکامی گردد.

  • رویکرد مخالفان معنویت:

در این رویکرد نسبت به معنویت و به ویژه دین نگاهی کاملاً منفی وجود دارد و گفته می شود که معنویت و دین ابزاری در دست مدیران و رهبران هستند تا از طریق آن پیروان یا زیردستان خود را استثمار نمایند.

ضرورت معنویت در زندگی فردی، کاری، سازمانی

مفهوم معنویت برای درک تغییر و تحول سازمانی و به علاوه تشریح سیستم های ارزشی و توسعه مدیریت و رهبری و توانمندی به کار برده می شود.معنویت در کار و سازمان به عنوان احساس کاری خاص برای انرژی دادن به افراد جهت انجام دقیق کارها در نظر گرفته می شود.

بین معنویت در سازمان و عملکرد سازمانی ارتباط مستقیمی وجود دارد. معنویت باعث بهبود عملکرد می شود.

امروزه افراد زیادی در کارشان احساس نارضایتی و عدم امنیت می کنند. موریس عقیده دارد رضایت شغلی، اعتماد و اخلاق کاری در اکثر محیط های کاری نایاب شده است.

بسیاری از اقدامات سازمانها برای تغییر و بهبود در ۲ دهه اخیر از قبیل کوچک سازی، مهندسی مجدد، تعلیق، اخراج از کار و …..موجب تضعیف روحیه و نوعی سردرگمی معنوی کارکنان شده است.در واقع این اقدامت که مبتنی بر پارادایم مکانیستی و عقلایی مدرن بوده اند نتوانسته اند خواسته های کارکنان را برآورده سازند.جهانی شدن، حرکت به سمت سازمان های دانشی، رشد تقاضای کارکنان برای محیط های کاری غنی و پرورش دهنده و نیز کار معنادار، این فشارها را بیشتر کرده است. در حقیقت به نظر می رسد کارکنان در مشاغل خود به نبال چیزی بیش از تنها پاداش های اقتصادی هستند. خودشکوفایی و بروز خود تمام عیار در زمینه های قابلیت ها و توانمندی های فردی با ورود معنویت به سازمان مفیدتر خواهد بود.

جودیت نیل اهمیت و نیاز به معنویت در کار را در علت های زیر خلاصه می کند:

اولا ً: مردم در بخشی از زندگی خود دچار بحران هایی می شوند که معمولاً در دوره میانسالی اتفاق می افتد، در این دوران بسیاری از افراد ( که در سازمان مشغولند ) به زندگی کاری و زندگی خانوادگی خود می نگرند و آینده و زمانی را که پیش روی دارند را محاسبه می کنند، از خود می پرسند می خواهم بقیه عمرم را چه کاری انجام هم؟ هدفم چیست؟ کاری که انجام می دهم همان است که می خواهم؟

ثانیاً : نوسانات و تقاضای کارفرمایان برای ساعات اضافی در محیط کار بازتاب هایی دربر داشته است.افراد دیگر مشاغل بی خطر و ایمنی ندارند. این موضوع نگران کننده است و نوعی خودبازبینی و خودکاویدن در افراد ایجاد کرده است.

مفهوم سازی معنویت در محیط کار در سه سطح فردی، گروهی و سازمانی(میلیمن وهمکارانش)

  1. کار با معنا ( در سطح فردی ) :

یک حس عمیق معنا و مقصود در کار است. این بعد معنویت در محیط کار مشخص می کند که چگونه کارکنان در کار روزمره شان در سطح فری تعامل دارند. هر فردی انگیزش درونی، تمایل و علایقی برای مبادرت به انجام فعالیت هایی دارد که معنای بیشتری به زندگی خود و دیگران می بخشد.

  1. احساس همبستگی ( در سطح گروهی ) :

بعد دیگر معنویت در محیط کار، احساس نوعی پیوند و احساس همبستگی عمیق با دیگران است. تعاملات بین کارکنان، ارتباطات ذهنی، احساس معنوی بین کارکنان در گروه های کاری می باشد.

  1. همسوئی ارزشها ( در سطح سازمانی ) :

بعد دیگر معنویت در محیط کار، تجربه یک حس قوی از هم سوئی بین ارزشهای فردی کارکنان با رسالت، ماموریت و ارزشهای سازمان است. به این معنا که افراد باور دارند مدیران و کارکنان در سازمان دارای ارزشهای مرتبط و یک نوع وجدان کاری قوی هستند و سازمان نسبت به رفاه کارکنان و همبستگی آنان توجه دارد.

معنویت در محیط کار :

مدیران می توانند با اقداماتی از قبیل غنی سازی شغلی و توانمندسازی کارکنان و توجه به لذت بخش کردن کار ادراک کارکنان از احساس معنا در کار را بهبود بخشند. ایجاد یک جو دوستانه و مبتنی بر همکاری به جای رقابت نیز می تواند باعث کاهش استرس کارکنان و ایجاد نوعی سرمایه گذاری در سازمان شود و احساس همبستگی و وفاق کارکنان را افزایش دهد.

تبیین واضح رسالت و چشم انداز سازمان برای کارکنان، نظرسنجی از کارکنان درباره ارزش های سازمان و تلاش برای توجه به سلامت، روحیه و شرایط زندگی کارکنان نیز می تواند به پذیرش بیشتر اهداف و ارزش های سازمانی از سوی کارکنان منجر گردد، لذا مدیران هم باید به نیازهای معنوی افراد توجه داشته باشند و هم باید جهت ایجاد یک جو سازمانی پویا و انگیزاننده تلاش کنند. با چنین اقداماتی می توان امیدوار بود که کارکنان از انجام دادن وظیفه در سازمان لذت می برند، راضی ترند و رفتارهای شهروندی سازمانی بیشتری انجام می دهند.

معنویت در محیط کار و نتایج آن :

افرادی که زندگی معنوی را تجربه کرده اند می توانند با روشهای سازگار با اهداف سازمانی موجب رشد و توسعه خود و سازمان شوند.

محققان معتقدند ترویج معنویت در محیط کار منافع و مزایائی دارد از قبیل: افزایش خلاقیت، افزایش صداقت و اعتماد، افزایش حس تعامل شخصی، افزایش تعهد سازمانی، بهبود نگرشهای شغلی کارکنان هم چون افزایش رضایت شغلی، مشارکت شغلی و نیز کاهش نیات ترک محیط کار، افزایش اخلاق و وجدان کاری، انگیزش بیشتر که همه اینها به صورت مستقیم و غیر مستقیم سبب بهبود عملکرد، سودآوری و اثربخشی سازمان می گردند.

معنویت در سازمان را از طریق راه کارهای فرهنگ سازمانی و تنظیم ماموریت و اهداف سازمان بر مبنای اعتقادات حاکم بر افراد سازمان می توان بهبود داد. در این صورت کارکنان اشتراک بیشتری بین رفتارهای اعتقادی و فضای درونی سازمان مشاهده می کنند و به کارهای گروهی و سازمانی تشویق می شوند و می توانند در انتقال اعتقادات خود به گروه و سازمان در فرآیند انجام وظایفشان فعال باشند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان